تبليغاتX
بندرجاسک

بندرجاسک

جاسک

علی بن حسین زین العابدین... أمتی در قالب یک مرد


در آن سال درخشان آخرین صفحه از تاریخ پادشاهان و خسروان ایران زمین ورق خورد و یزدگرد سوم پادشاه فارس مطرود ومتروک از دنیا رفت و فرماندهان ولشکریانش ونیز خانواده اش توسط مسلمین اسیر شده و آنها بعنوان غنائم جنگی رهسپار مدینه نمودند در میان جمع تعداد فراوانی از زنان وکودکان بودند که تاکنون مدینه چنین جمع انبوهی از اسرا و با چنین منزلت ومقامی را بخود ندیده بود، در میان اسراء سه دختر یزدگرد قرار داشتند.

مردم سراسیمه بسوی غلامان و کنیزکان و کودکان شتافتند و دیری نپائید که همه آنها را خریداری نموده و درآمد حاصل از فروش آنها روانه بیت المال مسلمین نمودند، در میان جمع کسی باقی نمانده بود جز سه دختر یزدگرد که زیباترین دختران و خوش سیماترین آنها محسوب شده و در عنفوان جوانی قرار داشتند.

هنگامی که آنها را برای فروش عرضه نمودند از ذلت وخواری دیدگان خویش را به زمین دوخته و چهره هایشان مالامال از اندوه و سرشکستگی شد، در آنهنگام قلب علی بن ابی طالب رضی الله عنه از مشاهده این وضعیت بدرد آمد و خواست کسی آنها را بستاند که به بهترین وجه با آنها رفتار نماید؛ واین امر عجیب نیست زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «آنگاه که بزرگ قومی ذلیل شد بدو رحم نمایید»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:9  توسط آشنا  | 

علامه ابن قیم جوزیه بزرگمرد اندیشه واصلاح



ولادت علامه ابن قیم جوزیه

نام وی شمس الدین محمد بن ابوبکر بن ایوب بن سعد بن حریز زرعی دمشقی است که به ابن قین جوزیه اشتهار یافته است و علت مشهور شدنش به ابن قیم جوزیه این بود که پدرش ابوبکر بن ایوب قیم مدرسه جوزیه بود.وی در سال 691ه.ق یعنی یک سال بعد از بیرون راندن صلیبیان از بلاد اسلامی در روستای زرع از توابع حوران که در 55مایلی شهر دمشق از قسمت جنوب شرقی قرار دارد واقع شده است متولد شد.

پدرش از علماء و متفکران عصر خود بود که علامه ابن کثیر در مورد وی می گوید: شیخ صالح و عابد و زاهد ابوبکر بن ایوب بن سعد زرعی قیم مدرسه جوزیه مردی صالح و کم تکلف بود.وی دلائل نبوت را از رشید عامری شنیده و آموخته بود و در یکشنبه شب 19 ذی الحجة در مدرسه جوزیه دار فانی را وداع گفت و بعد از نماز ظهر در مسجد جامع اموی بر وی نماز گذارده شد و در مقبره باب الصغیر مدفون گشت. در تشییع جنازه اش جمعیت انبوهی شرکت کرده بودند و مردم به هنگام تشییع وی را ثنا می گفتند و دعای خیر می نمودند.

ایشان در علم فرائض تبحر خاصی داشت و علامه ابن قیم علم فرائض را در از وی آموخت.برادرش زین الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن ابوبکر که دو سال بعد از وی در سال693ه.ق متولد شد همراه او در مقابل اساتید وی زانوی تلمذ گشود واز شاگردان وی می توان حافظ ابن رجب را نام برد وی در یکشنبه شب 18 ذی الحجة سال 769ه.ق ذر دمشق وفات یافت و در باب الصغیر دفن شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 17:3  توسط آشنا  | 

عطاء بن ابی رباح؛ سرور فقهای حجاز

اکنون در دهه اول ماه ذی الحجة سال 97 هجری هستیم. خانه خدا مملو از جمعیتی است که از مناطق مختلفی آهنگش را نموده اند.

پیاده و سواره ، مرد وزن ، پیر وجوان ، سیاه وسفید ، عربی وعجمی ، آقا وبرده – همه در برابر فرمانروای مطلق خویش سر تعظیم وکرنش فرود آورده و لبیک گویان رحمتش را می طلبند. در این میان سلیمان بن عبدالملک خلیفه مسلمین وبزرگترین پادشاه روی زمین نیز با پایی برهنه در حالیکه جز ازار و ردایی بر تن ندارد بر گرد خانه خدا طواف می کند . در این مکان مقدس تفاوتی میان او وبرادران ایمانی اش مشاهده نمی شود .

دو فرزند خلیفه نیز پشت سر او قرار داشتند، فرزندانی به زیبایی قرص ماه چهارده و به خوشبویی و عطر آگینی گلهای خوشبو . پس از اینکه طوافش را به پایان رساند خطاب به یکی از اطزافیانش فرمود: او کجاست ؟ پاسخ آمد : او در آنجا در حال نماز خواندن است . ( وبه گوشه ای از مسجد اشاره نمود )

خلیفه و دو فرزندش بسوی شخص مشیر الیه حرکت کردن ، پاسبانان خلیفه تلاش می نمودند تا راه را بر وی بگشایند و از ازدحام اطرافش بکاهند اما خلیفه آنان را از این کار منع کرد و فرمود : در این مکان همه با هم مساوی هستند و هیچ برتری برای خلیفه نسبت به دیگران نیست ، در این مکان هیچ کس بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوا وچه بسا انسان ژولیده مو و ژنده پوشی به درگاه خدا روی بیاورد و پروردگار چنان وی را بپذیر که پادشاهان را نمی پذیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 16:49  توسط آشنا  | 

سلطان عبدالحمید دوم؛ آخرین خلیفه

«نخواهند توانست فلسطین را بگیرند مگر هنگامی که بدنم را تکه تکه کنند و آنزمان است که آن را بدون پرداخت هیچ بهایی تصرف خواهند کرد اما تا زمانی که من زنده باشم هرگز »

سلطان عبدالحمید دوم ،سی و چهارمین خلیفه ی عثمانی و آخرین آنها، در 21سبتامبر 1842م متولد شد و در سال 1876م به تخت نشست .

در سال 1909م از خلافت بر کنار شده و تا سال 1918م که وفات نمود در بازداشت خانگی قرار داشت.

وی زیر نظر بزرگان علم و اخلاق زمانِ خود به فراگیری علم پرداخت و تاریخ و ادب را فرا گرفت. او به جز زبان مادری اش، بر زبان های فارسی و عربی نیز تسلط داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 22:0  توسط آشنا  | 

سالم مولای ابوحذیفه؛ اولین مسلمان از سرزمین فارس

اولین شخصیتی که از اهل فارس شرف وافتخار ملاقات با رسول الله و ایمان به وی را کسب نمود سالم غلام ابوحذیفه می باشد که خود از سابقین اولین و اهل بدر و از دانشمندان صحابه واز مقربین به رسول الله صلی الله علیه وسلم محسوب می شدند.

امام ذهبی در سیرأعلام النبلاء می فرماید: ( أصله من اصطخر) و و اصطخر چنانچه یاقوت حموی در معجم البلدان ذکر می کند یکی از شهرهای فارس می باشد که بدست اصطخر بن طهمورث پادشاه فارس بنا شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 21:58  توسط آشنا  | 

ده یار بهشتی چه کسانی هستند؟

در احادیث زیادی مژده ی بهشت به آنها داده شده است فقط چند حدیث مشهور را در این مضمون نوشته ام تا شما (عشره مبشره) را خوبتر بشناسید، ناگفته نباید گذاشت که در مورد فضیلت هر کدام از ایشان کتابهای بزرگی چاپ شده است. که امکان نوشتن آنها در این مضمون کوتاه محال است...

اینها همه ی شان از جوانان بودند. و شما بهتر می دانید که، دین مقدس اسلام همیشه به همت جوانان پیشرفت کرده است. امیدوارم جوانان امروزی هم همت نموده جهت گسترش دین مبین اسلام سعی همه جانبه نمایند. و ارزش ها و شعایر دینی خود را احترام بگذارند و جهت اعلای کلمة الله به مانند اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) جانهای خود را قربان کنند تا باشد که در جمع خیر امت قرار بگیریم در غیر آن خداوند این ارزش ها را از نزد شان خواهد گرفت (خدای ناخواسته)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:47  توسط آشنا  | 

توبه در كاباره!

داستان عجيبي است كه شيخ علي طنطاوي در يكي از كتابهاي خود آن را چنين نقل مي كند:

وقتي وارد يكي از مساجد شهر حلب شدم، جواني را ديدم كه با خشوع و خضوع تمام نماز مي خواند، قبلا او را مي شناختم، با خود گفتم سبحان الله چه شده كه فاسد ترين جوانان، كسي كه بد مستي مي كرد و مشغول فحشا و انواع فساد بود و به علت اينكه پدر و مادرش را اذيت مي كرد او را از خانه بيرون رانده بودند، اكنون به مسجد آمده و با خلوص و ايمان نماز مي خواند؟!

به او نزديك شدم گفتم: شما فلاني هستيد؟ گفت بلي، گفتم خدا را شكر گزارم كه به راه راست رهنمون شده اي بگو ببينم خداوند چگونه تو را هدايت فرمود؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:43  توسط آشنا  | 

بعد از "فتنه"، وظیفه ی ما چیست؟

بسیاری از مسلمانان، با قلبهایی دردناک، دستپخت نماینده ی پارلمان هلند را که چند روز قبل بر روی اینترنت پخش شد دیدند. فیلم کوتاهی که "فتنه" نام داشت و سازنده ی آن سعی کرده بود با روشی گزینشی و قیچی کاری، قرآن را مورد حمله قرار دهد تا از این طریق مردم جهان را از نور هدایتی که از قرآن پرتوناک است دور کند و چه خیال باطلی است این خیال...

اما...

اینجا و پس از این فتنه لازم است چند مساله را فراموش نکنیم:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 1:49  توسط آشنا  | 

بسوی خوشبختی- 11 (تلخی ها را به شیرینی تبدیل کن)

شخص باهوش و زیرک شکست ها را به پیروزی تبدیل می کند اما انسان نادان وبزدل مصیبت و بلای وارده بر خویش را دو چندان می نماید. رسول الله صلی الله علیه وسلم از مکه بیرون رانده شد، اما دولتی را در مدینه برپا ساخت که چشم و گوش تاریخ را پر نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 1:47  توسط آشنا  | 

آزادی و بندگی

فکر غربی شایع امروزی فکری الحادی می باشد، زیرا عکس‌العملی بر علیه کلیسا و نهایتا بر علیه دین می باشد. بر همین اساس تلاش در ایجاد پایه فکری- فلسفی غیر دینی دارد تا بر مبنای آن تفکر علمی، سیاسی، اقتصادی، جامعه‌شناسی، و روانشناسی و غیره شکل بگیرد.

البته این بدین معنا نیست که تمام جزئیات این تفکر نادرست است، بلکه اصل و ریشه آن و کلیت این اندیشه واهی و پوچ است.متأسفانه بسیاری از شیفتگان این تفکر بدون شناخت درست و حداقل آشنا بودن به حالت جوامعی که براساس این تفکر زیست می کنند آن را شایسته هر زمان و مکانی قلمداد می کنند، حتی کار بجایی رسیده که بعضی ادعا می کنند که تفکر غربی هیچ تعارضی با تعالیم دین ما ندارد.

به‌عنوان مثال از آزادی موجود در جوامع غربی و محاسن آن بسیار طرفداری می شود تا جایی که آن را ضرورت عصر حاضر می دانند. براستی آیا انسان غربی واقعاً آزاد است؟

بدیهی است که فرد آزاد کسی است که هیچ قید و بندی برای او موجود نباشد و هرچه دلش خواست انجام دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 1:46  توسط آشنا  |